تجربه کاربری در طراحی وسایل آموزشی
در میان وسایل آموزشی در مرکز یادگیری به یک وسیلهی آموزشی تحت عنوان: دوخت و دوز برخوردم. و این بهانهای شد جهت انتشار این پست. خواستم بازش کنم و به اصلاح راه اندازی اش کنم؛ باور کنید حدود ۵ دقیقه طول کشید؛ تا من با فشار و ترفند توانستم سوزن را از سوراخ عبور دهم و بازش کنم!
ـ چرا؟
چون گِرهی بزرگ به نخ سوزن زده بودند به طوری که سوراخ آن را نمیکشید. به فکر افتادم چرا یک وسیله (مدل) که برای دوخت و دوز ساخته شده است بایستی سخت ترین مرحله ی استفادهاش همان عبور نخ و سوزن از سوراخ باشد. چرا تولید کننده، خود را جای کاربر (استفاده کنندهی محصول) قرار نداده است؟ و داشتم فکر میکردم که هیچ یک از کارگران هنگام بسته بندی و بستن نخ به دور پلاستیک و سوزن و زدن یک گره بزرگ به این فکر نبودهاند که قرار است روزی این گره از سوراخ عبور نماید. البته من بالاخره قلق کار دستم آمد و حالا دوخت و دوزم به سختی مرحلهی اول نیست. ولی همواره این احساس ناخوشایند استفاده از این وسیله را با خود خواهم داشت و شاید هیچگاه در فروشگاه حاضر نباشم این محصول را به سبد خرید خویش اضافه کنم و شاید استفاده از آن را هم به کسی توصیه نکنم. باید دنبال جایگزین لاغرتری باشم!

خوب این مقدمهای شد جهت معرفی و توضیح تجربهی کاربری( User Experience):